چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟

...


چرا پيامبر علي را در مكه و يا عرفات به مردم معرفي نكرد؟

 

توضيح سؤال:

شبهه فوق كه توسط ابن تيميه مطرح گرديده، در صدد است تا اين مطلب را القاء كند كه اگر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم در صدد بودند تا امير المؤمنين عليه السّلام را به خلافت بعد از خود معرفي كنند مي توانستند در جايي كه جمعيتي بيش تر حضور دارند مثل شهر مكه و يا صحراي عرفات، به اين كار مبادرت ورزند. پس در نتيجه آن چه در غدير اتفاق افتاد آن چيزي نيست كه شيعه ادّعاي آن را دارد.

اصل شبهه ابن تيميه

اصل شبهه ابن تيميه به شرح زير است:

أن الذي جري يوم الغدير لم يكن مما أُمر بتبليغه، كالذي بلَّغه في حجة الوداع؛ فإن كثيراً من الذين حجُّوا معه - أو أكثرهم - لم يرجعوا معه إلي المدينة، بل رجع أهل مكة إلي مكة، وأهل الطائف إلي الطائف، وأهل اليمن إلي اليمن، وأهل البوادي القريبة من ذاك إلي بواديهم. وإنما رجع [معه ] أهل المدينة ومن كان قريباً منها...

منهاج السنه النبويه، ج 7، ص 315 تا 317

و از مطالبي كه مي فهماند آن چه در غدير خم اتفاق افتاد چيزي نبود كه پيامبر مأمور به تبليغ آن باشد اين است كه بسياري از مردم كه به همراه پيامبر به حج رفته بودند به مدينه باز نمي گشتند؛ بلكه بعضي كه اهل شهر مكه بودند در همان شهر مي ماندند و بعضي كه اهل طائف بودند مستقيما به طائف مي رفتند و بعضي ديگر كه اهل يمن بوده به يمن مي رفتند. [وهيچ كدام مسير شان از غدير خم نمي گذشت تا شاهد ابلاغ از جانب رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم باشند.]

پس اگر حضرت قصد اين مي داشتند كه در روز غدير امامت علي را اعلام كنند بايد آن را در حجه الوداع ابلاغ مي كردند. پس حال كه حضرت اين گونه نكردند و سخني كه مربوط به امامت علي بشود نفرمودند و هيچ كس نيز در اين رابطه روايتي نه ضعيف و نه صحيح نقل نكرده است و حتي آن حضرت در خطبه خود نامي از علي هم به زبان نياوردند در حالي كه اين مجمعي عمومي بود كه همه حاجيان در آن حضور داشتند پس معلوم مي شود كه حضرت مأمور به ابلاغ امامت علي نبوده اند.

جواب:

1 ـ رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم كاملا تابع وحي است

رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم كاملاً تابع وحي است، و چون آيه ابلاغ در غدير نازل شده است او نيز مأمور است تا همان مكان و نه هيچ مكان ديگري به اين امر اختصاص يابد. كه در ادامه، روايات اهل سنت مبني بر نزول آيه ابلاغ و اكمال در غدير خم ذكر مي گردد.

نظير اين مورد:

نزلت هذه الآية: «يا أيها الرسول بلغ ما أنزل إليك من ربك» علي رسول الله صلي الله عليه وسلم يوم غدير خم في علي بن أبي طالب

آيه «يا ايها الرسول بلغ...» در غدير خم بر رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم و در شأن [حضرت] علي بن ابي طالب [عليهما السلام ] نازل شده است.

زماني كه به تأييد منابع اهل سنت شأن نزول آيه ابلاغ در غدير خم و ولايت امير المؤمنين عليه السّلام ثابت شد؛ در اين صورت مبتدا و خبر كامل شده و معنا و مفهوم مورد ادعاي شيعه نيز ثابت شده و دروغ گو وكاذب نيز مشخص گرديده و در آن صورت است كه بايد گفت: «فثبت ولايه علي بن ابي طالب»

2 ـ تمام فتنه ها از مدينه برخواهد خاست.

مشكلي كه براي خلافت و امامت امير المؤمنين عليه السّلام مي تواند پيش آيد بيش تر مي تواند از ناحيه جمعيت مسلمان قريش و ساكنان مدينه ايجاد گردد (همان گونه كه بعد از وفات پيامبر تجربه شد) و نه از ناحيه مسلمانان دور دست هم چون يمن و طائف و يا ساير ديار، از اين رو خداوند پيامبر خويش را مأمور مي سازد تا بيشترين تأكيد و توجه مردم را در منطقه اي كه تجمع مردم بيشتر به آنها معطوف است عملي سازد.

بخاري در باره پيش بيني رسول خدا از وقوع فتنه ها بعد از خود در مدينه مي گويد:

حَدَّثَنَا أَبُو نُعَيْم، حَدَّثَنَا ابْنُ عُيَيْنَةَ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُرْوَةَ، عَنْ أُسَامَةَ رضي الله عنه قَالَ أَشْرَفَ النَّبِيُّ صلي الله عليه وسلم عَلَي أُطُم مِنَ الآطَامِ، فَقَالَ هَلْ تَرَوْنَ مَا أَرَي إِنِّي أَرَي الْفِتَنَ تَقَعُ خِلاَلَ بُيُوتِكُمْ مَوَاقِعَ الْقَطْرِ

صحيح بخاري، ج 4، ص176، ح 3597، كتاب المناقب، ب 25، باب عَلاَمَاتِ النُّبُوَّةِ فِي الإِسْلاَمِ

رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم به روي تلّي از بلند ي هاي اطراف مدينه رفت و فرمود: آيا شما هم آن چه من مي بينم مي بينيد؟ من مي بينم كه فتنه ها از لابلاي خانه هاي شما [اهل مدينه] هم چون باران باريدن نمايد.

نووي در شرح اين جمله در صحيح بخاري مي گويد:

...والتشبيه بمواقع القطر في الكثرة والعموم أي أنها كثيرة وتعم الناس لا تختص بها طائفة وهذا اشارة الي الحروب الجارية بينهم كوقعه الجمل وصفين والحرة ومقتل عثمان ومقتل الحسين رضي الله عنهما وغير ذلك وفيه معجزة ظاهرة له صلي الله عليه وسلم

شرح مسلم، نووي، ج 18، ص 7

اين تشبيه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم كه از معجزات آن حضرت مي باشد اختصاص به طايفه اي خاص از اهل مدينه ندارد؛ بلكه اين سخن به جنگ هايي بين مردم مدينه اشاره دارد مثل جنگ جمل و صفين و حرة و مقتل عثمان و مقتل حسين عليه السلام و غير اين جنگ ها

ابن حجر در شرح اين فقره از سخن رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم مي گويد:

...اني لاري الفتن خلال بيوتكم وكان خطابه ذلك لاهل المدينة

فتح الباري ج 13، ص 38

خطاب رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم به اهل مدينه است

از اين رو خدا و رسول او لازم مي دانند تا تمام تأكيد و عنايت خود را در امر ولايت امير المؤمنين عليه السّلام با مردم مدينه داشته باشند.

3 ـ مني و عرفات و يا مكه نا مناسب براي معرفي امير المؤمنين عليه السّلام

وعن ابن عباس: لما أمر النبي (صلي اللّه عليه وآله وسلم) أن يقوم بعلي ابن أبي طالب المقام الذي قام به؛ فانطلق النبي (صلي اللّه عليه وآله وسلم) إلي مكّة، فقال: رأيت الناس حديثي عهد بكفر- بجاهلية - ومتي أفعل هذا به، يقولوا: صنع هذا بابن عمّه ثم مضي حتي قضي حجة الوداع

تاريخ الخلفاء للسيوطي، ص158؛ كنز العمال، ج11، ص603، ح 32916 بنقل از امالي محاملي

ابن عباس مي گويد: چون رسول الله مامور شد كه علي عليه السلام را به جانشيني خود نصب كند به مكه رفت(ولي در آنجا اقدام به اين كار نكرد) و گفت مردم هنوز در آنها علايق كفر (و جاهليت) باقي است اگر اقدام به اين كار كنم مي گويند اين كار را بخاطر پسر عمو بودن انجام داده لذا از اين كار صرف نظر كرد تا در برگشت از حجه الوداع آن كار را انجام داد

همچنين مني و عرفات و يا شهر مكه محلي است كه تمام توجه مردم در ايام حضور در آن مكان، به عبادت و تضرع و انقطاع الي الله و اعمال مخصوص به آن مكان و زمان مبذول مي گردد و هر گونه برنامه اي ديگر در آن سرزمين، يا توجه مردم به عبادت را متوجه خود مي سازد و يا اهميت ويژه آن امر را از بين مي برد.

4 ـ اعلام عمومي در مدينه بر آموزشي بودن حجه الوداع

از ابتداي امر و قبل از حركت كاروان حجه الوداع در مدينه ندا داده شده بود كه رسول خدا براي آموزش احكام و مناسك حج عازم مراسم حج هستند.

عن حذيفة: أمر رسول الله صلي الله عليه وآله المؤذنين، فأذنوا في أهل السافلة والعالية: ألا إن رسول الله صلي الله عليه وآله قد عزم علي الحج في عامه هذا ليفهم الناس حجهم ويعلمهم مناسكهم، فيكون سنة لهم إلي آخر الدهر...

إرشاد القلوب، ص 328 ـ بحار الانوار،ج 28، ص 95 و ج 37، ص 115 و ج 21، ص 378، باب 26

رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم به مؤذنان امر فرمود تا در تمامي شهرها و ديارها اعلام كنند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلّم در اين سال (سال آخر عمر پيامبر) قصد حج دارند و منظور و غرض از اين حج آموزش و تعليم مناسك و اعمال حج است تا اين مناسك براي هميشه بين مردم بماند...

از اين رو شايد بتوان اين گونه گفت: كه خدا و رسول او نخواسته اند هر گونه امري كه از توجه مردم به آموختن و تعليم مناسك و اعمال حج مي گردد را در ايام حضور در مكه و عرفات و مني مطرح سازند.

5 ـ تاييد مناسبت غدير در معرفي امير المؤمنين به پيام تبريك ديگران

شرايط و ظروف زماني و مكاني در غدير به حدي مهيّا و مناسب بوده كه جمعيت حاضر در غدير جلو آمده و با امير المؤمنين عليه السّلام بيعت كرده و با كلماتي همچون «بخ بخ لك يا بن ابي طالب!» تبريك گفته اند و در مرئي و منظر تمام حاضران در غدير اين اتفاق را به عنوان سندي ماند گار در تاريخ ثبت نمودند.

 

 

Image CAPTCHA
کد نمایش داده شده در تصویر روبرو را در کادر بالا وارد نمایید.